الملا فتح الله الكاشاني

106

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مزد كار نيكوان ضايع نباشد نزد حق ( لا يضيع اللَّه فى الدارين اجر المحسنين ) * ( وَحَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ ) * و ممتنع است بر اهل ديهى كه ما * ( أَهْلَكْناها ) * هلاك كرديم ايشان را يعنى حكم كرديم با هلاك ايشان يا ايشان را هلاك يافتيم * ( أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ ) * آن گه بازگردند بدينى يعنى متصور نيست از هلاك شدگان كه بدينى رجوع كنند براى تلافى اعمال و تدارك احوال و بكر حرم بكسر حا و سكون را ميخواند كه همان بمعنى حرام است چون حل و حلال و حرم و حرام اينجا مستعارند از براى چيزى كه ممتنع باشد وجود آن و منه قوله تعالى إِنَّ اللَّه حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ اى منعهما منهم و ابى ان يكونا لهم و بعضى لا را اصلى ميدانند نه زايد و معنى آيه را بر اين وجه تفسير ميكنند كه تمنعست بر هالكان يعنى نشايد كه رجوع نكنند بمحشر براى حساب بلكه البته بيايند به آنجا و محاسب شوند و ايشان را از آن گريزى و چاره نيست و قول اول اشهر است و بدانكه * ( أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ ) * مبتدا است و خبر آن حرام كه مقدم بر او واقع شده به جهت وجوب تقديم خبر بر آن و بر معمول وى تا مشتبه به ان مكسوره نشود و ميتواند بود كه حرام مبتدا باشد و خبر محذوف و انهم لا يرجعون دال بر آن اى ( حرام على قرية اهلكناها توبتهم و حياتهم او عدم بعثهم ) و در مجمع البيان آورده كه مفسران را در اين آيه چند وجه است يكى آنكه لاء مزيده باشد و معنى اينكه حرام است بر اهل قريه كه بعقوبت هلاك شده باشند آن گاه رجوع به دنيا كنند و اين قول جبائى است و دوم آنكه حرام بمعنى واجبست در كلام عرب حرام بمعنى واجب آمده كقول الخنفساء و ان حراما لا ارى الدهر باكيا على شجوة الا بكيت على عمرو يعنى واجبست بر اهل قريهء كه سمت هلاكت يافته باشند آنكه هرگز باز نگردند به دنيا و اين قول قتاده و عكرمه و كلبى است و نزد عطا مراد حقتعالى آنست كه واجب حتميست از من بر آن كسى كه هلاك گردانيده‌ام آنكه مراجعت نكند به دنيا و اين تخويفست مر كفار مكه را از آنكه ايشان اگر معذب شوند و به هلاكت گرفتار شوند رجوع نخواهند كرد بعد از استيصال به دنيا مانند غير ايشان از امم مهلكه سوم آنكه حرامست بر اهل قريهء كه هلاك شده‌اند به جهت ذنوب آنكه عمل ايشان مقبول باشد به جهت آنكه بازنگردند و توبه و انابه نتوانند كرد بعد از استيصال بنا بر اين معنى لام علت در انهم محذوف باشد چهارم آنكه حرام و ممتنع باشد بر ايشان كه رجوع نكنند بعد از ممات بحياة در نشئهء آخرت بلكه محشور خواهند شد از براى مجازات و اين مرويست از ابى مسلم و محمد بن مسلم از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه كل قرية اهلكها اللَّه به عذاب فانهم لا يرجعون انتهى كلام صاحب المجمع و جابر جعفى گويد كه از امام محمد باقر ( ع ) حديث رجعت پرسيدم اين آيه برخواند و به ظاهر